;:
16 سپتامبر 2011
اعتراف می کنم، اعتراف میکنم که من، من نبودم! این هفته ای که گذشت من خودم نبودم! من اون من خودم نبودم و تو این رو تحمل نکردی، من می دانم اشتباه کردم، تو با من مثل قبل باش و من قول میدهم که جبران کنم. به من فرصت جبران این روزها رو بده، می دونم روزهایی که به من احتیاج داری من نیستم، زمان هایی که نیاز به شونه ای برای گریه کردن داری من نیستم! من خیلی وقت ها پیش تو نیستم و تو تحمل میکنی، تو چه قدر مهربانی…
پ.ن. چه قدر سخته که بری پیشش درحالی که بلیت برگشتت هم در جیبت باشه!
