فعلا!
24 سپتامبر 2011
فردا دارم برمیگردم تهران، درسا این ترم سنگین تر میشه و باید بیشتر تلاش کنم. تصمیم گرفتم دوباره زبان بخونم، ممکنه تا چند سال نتونم برم کانادا اما بالاخره که میتونم برم!! پس باید تلاشم رو بکنم.
چهارشنبه تونستم ببینمش
حالم بهتر شد.
امیدوارم بتونم زودتر برگردم مشهد و این دوری طولانی نباشه…

man age jat boodam hamed,tavaghti ke mitunestam to keshvare khodam mimondam.
invar hamash azabe.
migan chand sale aval sakhte baad migzare. vali roohi ke zarbe khorde hichvaaght barnemigarde
باور کن الان موندن خیلی سخته، زمانی که هیچی سر جای خودش نیست،من طعم تلخی دوری رو چشیدم.
اون ور تنها نیستم.
واسه دوتایی تون آرزوهای خوب و قشنگ داریم.
تولدت هم مبارک:)
مرسی، امیدوارم همیشه خوشبخت باشید.
حامد عزیز ..بعدازمدت ها به وبلاگت سرزدم … امیدوارم که به تمام خواسته های قشنگت برسی .. اینو بدون که خواستن توانستن است .. اگه چیزی را عمیقا ار خداوند بخوای بهش میرسی و من کاملا بهش ایمان دارم … مراقب خودت باش …